logo





هنوز فراموشت نکرده ام هموطن

چهار شنبه ۲۲ اسفند ۱۳۹۷ - ۱۳ مارس ۲۰۱۹

بهمن پارسا

تازه وارد بودم ،
نا آشنا، زبان نا بَلَد.
همسایه ام هر گاه مرا می دید
با لبخندی وبه نشانه ی احترام ،کلاه از سر بر میداشت.
بعدتر روزی به من فهمانید:
هرگاه مشکلی بود روی من حساب کنید.
این بود و هست!
وامّا آن هموطن
در دیدار سوّمین
به ظرافت و تردستی ،کلاه از سرم برداشت!
دیری نپایید تا که ،
در دیداری دیگر
به یک"توبمیری"
کلاه برداشته را به سرم گذاشت،
با این سخن که:
"توبمیری اَگِه اینجا کسی از اینکارا واسه آدم بکنه"
در همهمه یی مبهم
آنجا که صدای برخورد قاشق و چنگال
با بشقاب چلو کباب فضا را آکنده بود،
شنیدم صدایی آشنا با کسی میگوید:
"ببین میگم توبمیری،
توبمیری اگه اینجا کسی از اینکارا واسه آدم بکنه!"
هموطن، هنوز فراموشت نکرده ام
و تو بمیری هیچکس غیر ِ تو،
اینجا از آن کارها با من نکرده است.
باور کن، هنوز فراموشت نکرده ام هموطن.

***********************************************

زخمی کهنه که سرباز کرد و آزارم داد.13 مارس 2018 مریلند-آمریکا



نظر شما؟

نام:

پست الکترونیک(اختياری):

عنوان:

نظر:
codeimgکد روی تصویررا اينجا وارد کنيد:

نظر شما پس از بازبینی توسط مدير سايت منتشر خواهد شد