logo





چهره ای دیگر از خشونت بر زنان

برگردان: لاله حسین پور

شنبه ۳ آذر ۱۳۹۷ - ۲۴ نوامبر ۲۰۱۸

خطر نزدیک می شود!
نشریه اِما، شماره 340

سخن ازدرخطرقرار گرفتنِ حق سقط جنین است. قطع بارداری ناخواسته!
سخن از کشورهای متعصب، مانند ایرلند یا ایتالیا و..... نیست. همین جا در آلمان، آزادی قطع بارداری نا خواسته، چه از جانب زنان و چه از جانب پزشکان در معرض خطر قرار گرفته است. هرچند باید اعتراف کرد، چنین حقی هرگز در آلمان قانونی نشده و با انجام سقط جنین، صرفا "مدارا" می شود. در واقع به زنانی که مایل به قطع بارداری ناخواسته خود هستند، "رحم" می کنند و هم چنین به پزشکانی که عمل کورتاژ را انجام می دهند، "رحم" کرده و آنان را به مجازات نمی رسانند.
حال، مخالفان سقط جنین با نام "حافظان زندگی" (pro life) قدم به قدم به نابودی این "حق" نزدیک تر می شوند. تهدیداتی که به پزشکان می شود و فشارهایی که به زنان وارد می آید، به وضوح شدت گرفته است. این جنگی ست که بیشتر از نیم قرن جریان دارد.
سئوال این جاست: آیا پایانی بر آن متصور است؟ چه زمانی زنان می توانند صاحب حقیقی بدن و زندگی خود باشند؟

در آگوست 2018 پزشکی به نام هنل ( Hänel ) به دلیل آن که در هوم پیج خود توضیحاتی درباره کورتاژ داده و خود و بیمارستانی را که در آن کار می کند، آماده انجام سقط جنین اعلام کرد، به دادگاه فراخوانده و طبق قانونی که تصویب آن به سال های حکومت نازی برمی گردد، به پرداخت جریمه نقدی محکوم شد. این پزشک از جانب "حافظان زندگی" مورد شکایت قرار گرفته بود.

در آمریکا زندگی چنین پزشکانی به طور جدی در خطر است. نه تنها حمله به مطب ها، تهدیدات دائمی و ایجاد ترس و وحشت، بلکه مرگ نیز در انتظارشان است. از سال های 80 میلادی تا کنون 4 پزشک و 7 همکار آنان که در این رشته فعال بودند، به قتل رسیده اند. دکتر بارنت در سال 1998 مقابل چشم همسر و فرزندانش، از طریق پنجره آشپزخانه با تیر کشته شد. دکتر تیلر در سال 2009 توسط گروه حافظان زندگی با تیر کشته شد. یکی از اعضای همین گروه در سال 2015، 24 گروگان گرفت و در طی این عملیات، یک پلیس و دو شهروند را به قتل رساند. تا کنون می توان از موارد بسیاری تلاش برای به قتل رساندن پزشکان جراح نام برد. به اضافه، صدها مورد اسید پاشی، زد و خورد و حتی پرتاب بمب های دستی و آتش زدن کلینیک ها و مطب ها را می توان به این آمار افزود. بی جا نیست که به این عملیات ها "تروریسم ضد کورتاژ" لقب داده شده است.

شاید هنوز در آلمان این قبیل فجایع دیده و تجربه نشده است. اما می توان از تهدیدات و فشارهای این چنینی که در حال شدت گرفتن است، سخن گفت. دکترفریدریش اشتاپف که پزشک زنان است، از تجربیات خود در این زمینه می گوید. او که از 25 سال پیش در کلینیکی در مونیخ به کار مشغول است، از جانب محافظان زندگی، "قاتل زنجیره ای" نامیده می شود و زندگی اش از جانب همین گروه در خطر جدی قرار دارد. او می گوید، یکی از فعالیت های گروه محافظان زندگی، ایستادن در جلوی کلینیک و بستن راه زنانی است که جهت مشاوره و یا سقط جنین، به آن جا مراجعه می کنند. آن ها با تبلیغات و تهدیدات تلاش می کنند تا مانع رفتن این زنان به کلینیک شوند. زنانی که خود را به نحوی از شر این گروه خلاص کرده و وارد کلینیک می شوند، اغلب با گریه و فشارهای روانی مواجه هستند. اکنون دکتر اشتاپف، اتاق های جدیدی را با درب ورودی مخفی ساخته است تا این زنان بتوانند بدون مزاحمت وارد کلینیک شوند. با این وجود اعضای گروه محافظان زندگی، هر چند هفته یک بار مقابل کلینیک تجمع کرده وبا اعلامیه های تهدید آمیز به تبلیغات خود مشغول شده و گاهی وارد بخش های مختلف کلینیک می شوند. آن ها حتی بخش اینتوسیو را هم نادیده نمی گذارند.
دکتر اشتاپف که 72 ساله است، مایل است دوران بازنشستکی خود را آغاز کند، اما در عمل نمی تواند زنان را تنها بگذارد، زیرا جانشینی برای خود نمی یابد. حتی پسر خود وی که او نیز پزشک متخصص زنان است، حاضربه انجام این وظیفه نیست و آن را خطرناک ارزیابی می کند. دکتر اشتاپف قصد دارد تا زمانی که جانشینی پیدا نکرده است، خود همچنان عمل سقط جنین را بر عهده داشته باشد. او می گوید، در استان بایرن که به شدت کاتولیک و متعصب است، هیچ بیمارستانی، حتی اگر جان مادر در خطر باشد، حاضر به سقط جنین نیست و این امر زندگی بسیاری از زنان را در خطر قرار می دهد. زنانی که یا به علت بارداری با خطر مرگ مواجه اند و یا خود به تنهایی دست به سقط جنین می زنند و از این طریق یا با خطر مرگ روبرو می شوند و یا به نقص جسمی مبتلا شده وتا آخرعمر با مشکلات متعدد دست و پنجه نرم می کنند.

دکتر کریستیان فیالا، متخصص زنان که در وین مشغول به انجام وظیفه است، در این شهر نیز تجربه ای مشابه دکتر اشتاپف در مونیخ دارد. بیمارستان ها زنان بارداری را که با خطر جانی روبرو هستند، به راحتی رد کرده و حتی آنان را بستری نیز نمی کنند. دکتر فیالا، بارها از جانب گروه پرو لایف مورد تهدید قرار گرفته و نامش به عنوان "قاتل گروهی" در لیست سیاه آنان قرار دارد. دکتر فیالا نیز مجبور است، تنهایی به این کار ادامه دهد، زیرا جانشینی برای خود نمی یابد. به ویژه در روستاها و شهرهای کوچک که همه یک دیگر را می شناسند، دکتری که به عمل کورتاژ دست می زند، دیگر نمی تواند آن جا زندگی کند و خود و خانواده اش همواره در معرض فحش و توهین و تهدید قرار می گیرند. دکتر فیالا که زمانی در آفریقا و آمریکای لاتین مشغول به کار بود، روزانه حداقل با 5 زن نیمه جان روبرو می شد که خود به تنهایی دست به قطع بارداری خود زده بودند و اغلب جان خود را نیز در این راه از دست می دادند. او خود را موظف می بیند تا زنان را از این وضعیت نجات دهد و دیگر نمی خواهد زنان، قربانی چنین فرهنگ و قانونی شوند. او می خواهد تا این آزادی را به زنان برگرداند و مجازات پزشکان را که به این وسیله جان زنان را نجات می دهند، از قانون محو گرداند. او می گوید: دولت می بایست امکان کورتاژ و قطع بارداری ناخواسته را به عنوان یکی از موارد تأمین سلامتی برای زنان شمرده و موظف به حمایت از آن باشد. مانند کانادا، یا سوئد و یا فرانسه.... در این کشورها قانون، هر بیمارستانی را موظف شمرده تا عمل قطع بارداری ناخواسته را انجام دهد.
پزشکانی که در گذشته مداوما شاهد مرگ زنانی بودند که خود با وسایل ابتدایی و آلوده به قطع بارداری ناخواسته خود اقدام می کردند، با انجام عمل سقط جنین باعث نجات جان بسیاری از زنان شدند. اما اکنون این پزشکان ناچارند برای حفظ جان خود، دست از انجام این کار بردارند. بسیاری از پزشکان جوان نیز که شرایط را برای خود و شغل شان مخاطره آمیز می بینند، ترجیح می دهند اصلا به دنبال این کار نروند. اکنون در برخی از شهرهای آلمان، حتی یک پزشک حاضر به انجام کورتاژ نیست و زنان مجبورند، گاه بیشتر از صد کیلومتر دورتر از محل زندگی خود، پزشکی را بیابند که حاضر به انجام سقط جنین است.

واقعیت این است که تا نوامبر 2017 کسی در آلمان احساس نمی کرد که پزشکان تحت چه فشاری مشغول به عمل سقط جنین می باشند. تا اینکه دکتر هنل در دادگاه محکوم به پرداخت 6000یورو شد. چرا؟ چون او در هوم پیج خود توضیح داد که این عمل چگونه انجام می گیرد و شخصا برای انجام آن، اعلام آمادکی کرد. کار او غیر قانونی بود، زیرا دراصلa 219 که تصویب آن به دوران نازی ها بر می گردد، هیچ کس حق تبلیغ عمل سقط جنین را ندارد. اکنون سال هاست که گروه حافظان زندگی با سوء استفاده از این قانون، علیه پزشکان شکایت کرده و آنان را به دادگاه کشانده و محکوم می کنند. در حالی که پزشکان نسبت به این قانون بی اطلاع بوده و به راه های دور زدن از این قانون نیز بی توجه. در نتیجه اغلب در دادگاه محکوم می شوند.
باید گفت، این قانون در عمل، تناقض آشکاری با آزادی اطلاعات در رسانه ها دارد.
دکتر هنل یکی از معدود پزشکانی بود که هم چنان به عمل کورتاژ دست می زد و حاضر به حذف اطلاعات مربوط به سقط جنین در هوم پیج خود نبود، در نتیجه گرفتار شکایت، دادگاه و محکومیت شد. او می گوید، مشکل اصلی اطلاعات هوم پیج نیست، بلکه تابوی سقط جنین به عنوان حقی برای زنان است که مورد حمله و نابودی قرار گرفته است. او اکنون اعتراض خود را علنی کرده و طی نامه ای افشاگرانه از مرکل صدراعظم آلمان خواسته است تا این حق زنان را به رسمیت شناخته و قانون ارتجاعیa 219 را از قوانین آلمان حذف کند.
گروه حافظان زندگی در یک ای میل برای او، مرگ همراه با شکنجه را آرزو کرده اند! این گروه هم چنین به کلینیکی در برلین که به قطع بارداری ناخواسته زنان توسط دارو یاری می رساند، لقب "کارخانه مرگ" داده و با چاپ عکس خانم دکتر"تنهارد" و مونتاژ آن با سایر پزشکانی که در این کلینیک مشغول وظیفه بوده اند وبا ارسال آن به سایر کلینیک ها و مطب ها، نوشته اند، "این ها قاتلینی هستند که دست مزدشان را از طریق کشتن بچه های به دنیا نیامده کسب می کنند". دکتر تنهارد که سابقا در گوآتمالا و نیکاراگوئه تحصیل و به عنوان یکی از پزشکان بدون مرز در آفریقا کار کرده است، می گوید، زنان بی شماری را در حال جان دادن، دیده است که به علت کورتاژ غیرتخصصی از بین رفتند و از این وحشت دارد که در آلمان نیز چنین وقایعی را ببیند. او معتقد است، تنها اعضای گروه حافظان زندگی نیستند که چنین برخورد می کنند، بسیاری از سیاست مداران نیز اکنون سخنانی می گویند که 10 سال پیش جرئت گفتن چنین نظراتی را نداشتند.
برای مثال وزیر بهداشت آلمان، آقای اشپان نمونه بارزی است. او اخیرا گفته است، "کسانی صحبت از حفظ جان حیوانات می کنند که مدافع سقط جنین هستند. گویا نمی دانند که صحبت از حفظ جان انسان هایی است که هنوز به دنیا نیامده اند."
می توان تعداد بیشتری از دولت مداران را نام برد که زندگی و عرصه را چه بر زنان و چه بر پزشکانی که به قطع بارداری ناخواسته این زنان کمک می کنند، تنگ کرده اند، آن ها مخالف سقط جنین در هر شرایطی هستند، حتی اگر جان این زنان نیز در خطر باشد.
اکنون مدت هاست، یک طرح قانونی برای حذف ماده a219 که کورتاژ را غیرقانونی دانسته، به مجلس ارائه شده است. این طرح اکثریت قابل توجهی هم دارد. چپ ها و سبزها کاملا موافق حذف این ماده هستند. حتی اس پ د، سوسیال دمکرات ها، نیز که ابتدا قصد داشتند نقش اپوزیسیون را در رژیم ایفا کنند، موافق حذف این ماده قانونی بودند، اما از زمانی که تصمیم به همکاری با حزب حاکم ث د او، دمکرات مسیحی ها در رژیم گرفتند، بررسی این طرح را به کناری گذاشته و اکنون مدافع طرحی برای سازش در این زمینه شده اند. عقب نشینی اس پ د خشم بسیاری از پزشکان را برانگیخته است.
آن ها طی نامه ای سرگشاده به اس پ د و با امضای 285 پزشک اعلام کردند که چنین عقب نشینی، حقوق پزشکان را زیر ضرب برده است. در نوامبر 2017 نیز 30 پزشک حمایت خود را از دکتر هنل که در دادگاه محاکمه می شد، علنی کرده و تأکید نمودند که هم چنان به عمل سقط جنین ادامه خواهند داد. این نامه تبدیل به تیتر روزنامه چپ گرای تاتس گردید. این تیتر یادآور تیتر"ما کورتاژ کرده ایم" شد که در سال 1971 در مجله اشترن انتشار یافت. حال بعد از انتشار تاتس، حافظان زندگی شکایت خود را از این 30 پزشک نیز پی گرفته اند.
در واقع می توان گفت، پزشکان نقش مؤثری در محدود کردن ماده قانونی a219 داشته اند. در مارس 1974 در اوج مبارزات علیه قانون ضد کورتاژ نیز، 329 پزشک در مجله اشپیگل اعلام کردند که به عمل سقط جنین دست زده و به طور رایگان به زنان، جهت قطع بارداری ناخواسته شان کمک کرده اند. آن ها اعلام کردند، قطع بارداری ناخواسته زنان یک ترحم نیست، بلکه حق آنان به شمار می رود.
اما اکنون بعد از 44 سال، هنوز این حق به طور قانونی به رسمیت شناخته نشده است.
در مارس 2018 پزشکان در نامه ای سرگشاده نوشتند: "هم چنان علیه پزشکان شکایت می شود، هم چنان زنان به زحمت امکانی برای قطع بارداری ناخواسته شان می یابند، هم چنان مسئولین کشور واهمه دارند لیست بیمارستان ها و کلینیک هایی را که به عمل کورتاژ دست می زنند، به طور علنی اعلام کنند، هم چنان تهدیدات گروه حافظان زندگی و مزاحمت های جدی آنان، نسبت به زنان، پزشکان و حتی خانواده آنان ادامه دارد. هم چنان آموزش کورتاژ و سقط جنین در دانشگاه ها و دوره های آموزشی پزشکی با کمبودهای فاحشی مواجه است و با وجودی که عمل کورتاژ در رشته تخصصی زنان، اغلب و مرتب پیش می آید، اما این رشته در دانشگاه تدریس نمی شود. باید گفت قطع بارداری یک رشته فراموش شده در دروس آموزش پزشکی به شمار می رود. آمارهای موجود حاکی از 15000 کورتاژ در سال 2018 می باشد، اما این کار هم چنان با روش های بسیار قدیمی و مربوط به عصرحجر انجام می گردد. نه تنها روش ها قدیمی هستند، بلکه وسایل جراحی نیز اکثرا کهنه بوده و نو نمی شوند.
پزشکان به خوبی می دانند که ممنوع کردن کورتاژ با زندگی زنان ارتباط مستقیم دارد و می گویند با ممنوع کردن قطع بارداری، بسیاری از زنان که سرخود دست به این کار می زنند، جان خود را از دست خواهند داد. آنان می دانند که ادامه این روند، آلمان را نیز به سرنوشتی مانند ایتالیا دچار خواهد کرد. ایتالیا درست 40 سال پیش در 22 ماه مه 1978 کورتاژ را ممنوع اعلام کرد و 70% پزشکان از عمل انجام کورتاژ سرباز زدند. در قسمت های جنوبی کشور، تا حتی 90 % پزشکان حاضر به انجام این عمل نبودند. حال پزشکان آلمانی قصد دارند در مقابل این قوانین ایستادگی کرده و از حق مسلم زنان دفاع قاطع به عمل آورند. با وجودی که عمل کورتاژ در آلمان بیشترین آمار را در حوزه مشکلات مربوط به زنان به خود اختصاص می دهد، اما دانشجویان رشته پزشکی آموزشی در این حوزه نمی بینند. بنا به آمار 18500پزشک متخصص زنان در آلمان مشغول به کار هستند، اما تنها 1200 کلینیک برای انجام قطع بارداری وجود دارد و این میزان نیز به سرعت در سیر نزولی قرار گرفته است.
اکنون دانشجویان رشته پزشکی در بیمارستان معروف شاریته در برلین، خود رأسا پزشکان متخصص کورتاژ را به بیمارستان دعوت می کنند تا جزئیات این عمل جراحی را به آنان بیاموزند و از پیشرفت های موجود در این رشته اطلاع یابند. این دانش جویان با تشکیل گروهی به نام medical" students for choice" تلاش می کنند به آموزش خود در این رشته یاری رسانند. شعارشان این است: "اگر نمی توانید به انتخاب من برای قطع بارداری نا خواسته ام اعتماد کنید، چگونه می خواهید برای نگاه داری از یک کودک به من اعتماد کنید؟". آن ها اخیرا طی نامه ای به وزیر بهداشت نوشتند: "ما برای کورتاژ تبلیغ نمی کنیم. ما با قانون a219 مخالفیم و برای حق زنانی که مایل به قطع بارداری ناخواسته خود هستند، تلاش می کنیم".
این گروه درهر زمستر یک یا دو بار از دانش جویان دعوت به عمل می آورد تا با حضور متخصصین، در این "خودآموزی" شرکت کنند. روی دعوت نامه نوشته می شود: "بیایید آن چه را که دانشگاه به شماه نمی آموزد، فرا بگیرید". در این دوره ها تلاش می شود قطع بارداری، نه تنها از طریق کورتاژ، بلکه به وسیله دارو نیز آموزش داده شود. در ضمن سایر مسائل حقوقی و اجتماعی نیز در فواصل آموزش، به بحث و بررسی گذاشته می شود.
در واقع 25 سال است که چنین گروهی در کشور آمریکا تأسیس شده و به فعالیت مشغول می باشد.
زندگی جنین کمی دیرتر آغاز می شود!
بیولوگ ها به این نتیجه رسیده اند که ژن های مرد و زن در اولین دوره شکل گیری zygote "یاخته تخم" ، به آن منتقل نمی شود، بلکه زمانی که شکل گیری جنین به مرحله تقسیم سلول ها می رسد، صاحب ژن های پدر و مادرمی شود. به این ترتیب قانون embryonen schutz (حفاظت از یاخته تخم) در آلمان که باعث می شود کورتاژ در هر شرایطی ممنوع اعلام شود، دیگر صدقیت خود را از دست می دهد. اکنون محققین ثابت کرده اند که در وهله اول شکل گیری زیگوت، کروموزوم ها با یک دیگر مخلوط نمی شوند، بلکه این عمل در مراحل بعدی رشد نطفه که به جنین ختم می شود، صورت می گیرد. بیولوگ ها توانستند با میکروسکوپ های بسیار مدرن بر روی ترکیب اسپرم و تخمک موش ها و بازسازی و تقسیم یاخته ها را تا مرحله رسیدن به جنین نظاره کرده و ببینند که در شرایط تقسیم سلول ها، ژن های مربوط به اسپرم و تخمک، هر کدام جداگانه حرکت کرده و در این مرحله به هم نزدیک نمی شوند و بعد از تشکیل جنین هست که با هم مخلوط می شوند. این تحقیق نشان داد که تصورات تاکنونی اشتباه بوده و می بایست کتاب های بیولوژیک مجددا بازنویسی شوند.
نتایج این تحقیق نه تنها تأثیراتش را بر علم و دانش بیولوژی و پزشکی می گذارد، بلکه در سیاست نیز نقش قابل توجهی ایجاد می کند. قوانین نیز می بایست بر این اساس تغییر یابند، به ویژه قانون حفاظت ازیاخته که مورد مناقشه می باشد. به عنوان مثال کلیسای کاتولیک معتقد است، حفاظت از نطفه انسان، از مرحله به هم آمیزی اسپرم و تخمک آغاز می شود.
بنابراین می بایست به این سئوال پاسخ داد : چه زمانی زندگی آغاز می شود؟
طرح این سئوال بحث های بسیاری را ایجاد کرده و پاسخ به آن نیز همواره متفاوت و متنوع بوده است. برخی 14 روز بعد از شکل گیری نطفه را شروع زندگی می دانند، برخی نیز بعد از به دنیا آمدن نوزاد، آغاز زندگی را تعریف می کنند. در آلمان، نوزاد بعد از به دنیا آمدن است که دارای حقوق شده و به عنوان "شخص طبیعی" شناخته می شود.
در هر حال آغاز زندگی، یک لحظه معین نیست، بلکه یک پروسه است. هم چنان که زندگی تا لحظه مرگ نیز پروسه تبدیل این به آن را نشان می دهد و هم چنان که جنسیت نیزسیال بوده و نمی توان میان دو جنس مذکر و مؤنث مرز مشخصی کشید. مسلما چنین بینشی برای بسیاری از مذاهب قابل پذیرش نیست.
اما واقعیت این است که انسان آرام به داخل زندگی می خزد و آرام از آن خارج می شود.



نظر شما؟

نام:

پست الکترونیک(اختياری):

عنوان:

نظر:
codeimgکد روی تصویررا اينجا وارد کنيد:

نظر شما پس از بازبینی توسط مدير سايت منتشر خواهد شد