logo





اکنون خواهد رفت و رهیران قلدر

شنبه ۶ آبان ۱۳۹۶ - ۲۸ اکتبر ۲۰۱۷

شهاب طاهرزاده

shahab-taherzade.jpg
اکنون خواهد رفت

پیروز باشم و نباشم این و آن خواهد رفت
دنیا مگر چه غم دارد آسان خواهد رفت

باید کجای این زمین ایستاد وقتیکه فقرو ذلالت
ظالم شد ومحکوم شد و به ویران خواهد رفت

تو ازپایین فریاد میزنی و جوابی نیست
مرد گیج است آن بالا و تنها با زبان خواهد رفت

روزی بود که هر درختی دهانی داشت
روزی آید که باغبان گوید بی دهان خواهد رفت

روز خوش و خرم نمی آید جان من بپرس
کدامین روز آید که شادیت با سامان خواهد رفت ؟

تو از سایه ات گریزانی نکند که سایه ات
به تو بر تازد و جانت پریشان خواهد رفت ؟

من مثل تو و تو مثل من ز یک جاییم
اگر تو نیافتی مهر در قلبت نا توان خواهد رفت

تو گفتی ز شادی از اینکه هست بلندتر است
رفتم به اعماق زمین دیدم که شادمان خواهد رفت

باز دلم رفت به یادت ...از چه گویم ؟
پیروز باشم و نباشم همین هجران خواهد رفت


2016 01 21

======================================

رهیران قلدر

در را بستم بر روی و سوی جهان
آزاد شدم از غوغای و دروغ رهبران

یکی می گفت جهان را آزاد می کنیم
از شر گلهای اندیشه رها و امان

دیگری می گفت جهان را ویران می کنیم
جهانی دیگربسازیم با غرور ونشان

! دیگری گفت دست نگه دارید
! این منم سرگرده ء جهان با سیاه دینان

من که گناهی کرده ام تکلیف چیست ؟
بروم وپنهان شوم زدست بدان

تو رسوایی را به عرش رساندی
تو ازسفیدی به تاریکی رفتی سرگردان

تو آتش داشتی اما رفت دیگر
تو با آتش خاموش روشن کردی توفان

جهان در خوردن مار و ملخ و کرم
اسم این جهان را چه میدانی ؟ دنیا ی پریشان ؟

گفتم صبر کنید ! ما اشتباه کردیم
! گفتند تو برگ زردی ! ببند آن دهان

در را بستم به روی هرچه رهبر
. می فهمم جهان روا ندارد بر انسان


2016 02 2016
شهاب طاهرزاده

نظر شما؟

نام:

پست الکترونیک(اختياری):

عنوان:

نظر:
codeimgکد روی تصویررا اينجا وارد کنيد:

نظر شما پس از بازبینی توسط مدير سايت منتشر خواهد شد