:: آرشيو ماهانه

  • سپتامبر 2017
  • اوت 2017
  • ژوييه 2017
  • ژوين 2017
  • مه 2017
  • آپريل 2017
  • مارس 2017
  • فوريه 2017
  • ژانويه 2017
  • 2016
  • 2015
  • 2014
  • 2013
  • 2012
  • 2011
  • 2010
  • 2009
  • 2008


  • :: نويسندگان اين بخش

  • آیدین آبایی
  • ماشالله آجودانی
  • کتایون آذرلی
  • برزین آذرمهر
  • محمد آزادگر
  • جهان آزاد
  • شهرزاد آزاد
  • مهیار آشنا
  • مانا آقائی
  • شهلا آقاپور
  • علی‌ آلنگ
  • گیل آوایی
  • آبتین آیینه
  • محمد احمدیان
  • محمد احمدیان(امان)
  • پگاه احمدی
  • حميد احمدی
  • فریدون احمدی
  • ایرج ادیب‌زاده
  • پرستو ارستو
  • ع. اروند
  • ع. اروند
  • فرخ ازبرى
  • مهدی استعدادی شاد
  • یاور استوار
  • رضا اسدی
  • آرش اسلامی
  • محمدعلی اصفهانی
  • مهدی اصلانی
  • نيكروز اعظمى
  • رضا اغنمی
  • احمد افرادی
  • نادره افشاری
  • محمد افشار
  • بیژن اقدسی
  • حمید اکبری
  • بهار الماسی
  • الهه امانی
  • بهمن امینی
  • لاله ايرانی
  • دنیز ایشچی
  • م. ايل بيگی
  • مهرداد ایمانی
  • آبتین آیینه
  • بیژن باران
  • جلیل باران
  • طاهره بارئی
  • خسرو باقرپور
  • ناهید باقری- گلداشمید
  • الهام باقری
  • خالد بایزیدی(دلیر)
  • رضا بایگان
  • عباس بختیاری
  • رضا براهنی
  • علی محمد برنوشیان
  • ادیب برومند
  • م . ت . برومند
  • منوچهر برومند
  • علیرضا بزرگ قلاتی
  • کاوه بنائی
  • رحمت بنی اسدی
  • شهلا بهاردوست
  • محمد بهارلو
  • ملک الشعراء بهار
  • سیمین بهبهانی
  • کریم بهجت‌پور
  • بهرام بهرامی
  • فیروز بهرام
  • امید بهرنگ
  • سید حیدر بیات
  • آزاده بی پروا
  • سیامک بیداروند
  • مسعود بیزارگیتی
  • رضا بی شتاب
  • سياوش بيضايي
  • محمدرضا بیگی
  • محمد بینش (م ــ زیبا روز )
  • ب. بی‌نیاز (داریوش)
  • جواد پارسای
  • بهمن پارسا
  • فریاد پاشاکی
  • ناصر پاکدامن
  • علی پاینده جهرمی
  • علیرضا پرویز
  • شهلا پزشکزاد
  • دکتر عارف پژمان
  • هژیر پلاسچی
  • محبوبه پورجعفر
  • احمد پورمندی
  • روح انگیز پورناصح
  • شهرام تابع‌محمدى
  • مازیار تپوری
  • لقمان تدین نژاد
  • هایده ترابی
  • منوچهر تقوی بیات
  • حمید تقی آبادی
  • شکوفه تقی
  • فریدون تنکابنی
  • سعيد توکل
  • ملیحه تیره گل
  • خسرو ثابت قدم
  • نادر ثانی
  • دکتر شهلا جاسمی
  • پرویز جاهد
  • علی رضا جباری
  • سپیده جدیری
  • محمد جلالی چیمه (م. سحر)
  • بهروز جليليان
  • افسانه جنگجو
  • هادی جواهری لنگرودی
  • هادی جواهری
  • گلرخ جهانگیری
  • ژاله چگنی
  • سارا حافظی صافی
  • سینا حافظی
  • مهرزاد حافظی
  • فرنگیس حبیبی
  • حسن حسام
  • محسن حسام
  • کامروز حسنی
  • غلام حسين بيگي(ح- هادی)
  • سعید حسینی
  • محمد رضا حق پناه
  • ناظم حکمت
  • محسن حکیمی
  • حمید حمید بیگی
  • حمید حمیدی
  • س. حمیدی
  • افسانه خاکپور
  • منصور خاکسار
  • نسيم خاكسار
  • جلال خالقی مطلق
  • علی خردپیر
  • مجید خرمی
  • مهدی خطیبی
  • سارا خوزی
  • محمود خوشنام
  • اسماعیل خویی
  • حسین دانائی
  • مزدک دانشور
  • بهروز داودی
  • پرویز داورپناه
  • محمود درويش
  • مسعود دلیجانی
  • آزاده دواچی
  • حسین دولت آبادی
  • اشرف دهقانی
  • فرزانه راجی
  • علی اصغر راشدان
  • مریم رئیس دانا
  • محمد ربوبی
  • بیژن رحمانیان
  • ناصر رحمانی نژاد
  • بهرام رحمانی
  • ا. رحمان
  • حامد رحمتی
  • عبدالعلی رحیم خانی ( گلی )
  • احمد رحيمي
  • س. رحیمی
  • عتیق رحیمی
  • ناصر رحیم‌خانی
  • ر. رخشانی
  • مهرانگيز رساپور (م. پگاه)
  • جلال رستمی
  • شیرین رضویان
  • محسن رفعتی
  • الف رفيوجی
  • وانشا رودبارکی
  • بهناز روشن روان
  • روشنک
  • محمد روشن
  • ملیحه رهبری
  • فريبرز رييس‌دانا
  • ساناز زارع ثانی
  • زاگرس زاگرسی
  • زاگروس
  • ناصر زراعتی
  • راشل زرگریان
  • حسن زرهی
  • علیرضا زرّین
  • علیرضا زرّین
  • حسین زندی
  • بهمن زنگنه
  • مهران زنگنه
  • آریو ساسانی
  • م. ساقی
  • حبيب ساهر
  • زهره ستوده
  • فرشته سخائی
  • جلال سرفراز
  • فرج سرکوهی
  • شهزاد سرمدی
  • محمد سطوت
  • مریم سطوت
  • دکتر منوچهر سعادت نوری
  • سهيلا سعدان
  • آتوسا سلطان زاده
  • هدایت سلطان زاده
  • گلسير سلمخار كوهي
  • آزاده سليمانی
  • عباس سماکار
  • شیرین سمیعی
  • مجيد سيادت
  • س. سیفی
  • احمد سیف
  • اسد سیف
  • سيروس"قاسم" سيف
  • نصرت شاد
  • ع. ش. اروند
  • محمد علی شاکری یکتا
  • احمد شاملو
  • مرضیه شاه بزاز
  • مهستی شاهرخی
  • نوشین شاهرخی
  • اندیشه شاهی
  • منصوره شجاعی
  • محمد رضا شفیعی کدکنی
  • جعفر شفیعی نسب
  • روحی شفیعی
  • شهلا شفيق
  • ایرج شکری
  • عباس شکری
  • صادق شکیب
  • م. شکیب
  • میترا شکیب
  • مختار شلالوند
  • محمد شمس لنگرودی
  • فواد شمس
  • محمود شوشتری
  • صادق شهرکی
  • بهروز شیدا
  • نیلوفر شیدمهر
  • احمد شیرازی
  • خسرو صادقي بروجنی
  • علیرضا صالحی مقدم
  • سید علی صالحی
  • منوچهر صالحی
  • محمود صباحی
  • ماریا صبای مقدم
  • عباس صحرائی
  • جهانگیر صداقت فر
  • مجید صدقی
  • علی صدیقی
  • هیلا صدیقی
  • یوسف صدیق (گیلراد)
  • ی. صفایی
  • عیسی صفا
  • محمود صفریان
  • جمال صفری
  • محمد حسن صفورا
  • جواد صلاحی
  • مـه نـاز طالبی طاری
  • جواد طالعی
  • شهاب طاهرزاده
  • فرح طاهری
  • زری طبایی
  • حسن طلا نژاد
  • شبنم طلوعی
  • منیر طه
  • فروغ طیاری
  • محمدامین عاشوری
  • اصغر عربشاهی
  • رضا عرب
  • بتول عزیزپور
  • آرش عزیزی
  • میرزاآقا عسگری. مانی
  • علیرضا عسگری
  • رضا علامه زاده
  • رضا علوی
  • محمود علی آبادی
  • اشرف علیخانی
  • سرور علی محمدی
  • سیروس علی نژاد
  • میر مجید عمرانی
  • منوچهر عوض نیا
  • گلناز غبرایی
  • فرامرز غفاری
  • شهناز غلامی
  • محمد فارسی
  • مسعود فتحی
  • لیلا فرجامی
  • راحله فرج زاده
  • فروغ فرخ زاد
  • فهیمه فرسایی
  • رضا فرمند
  • احمد فرهادی
  • شیوا فرهمند راد
  • ویدا فرهودی
  • فرانک فرید
  • محمّد رضا فشاهی
  • امید فلاح آزاد
  • مهدی فلاحتی
  • مجـيـد فلاح زاده
  • آراز فنی
  • پروفسور فرهاد قابوسی
  • فرهاد قابوسی
  • کبری قاسمی
  • نزار قبانی
  • محمد قراگوزلو
  • احد قربانی
  • قهرمان قنبرى
  • آزیتا قهرمان
  • کمباور کابلی
  • بیژن کارگر مقدم
  • محمود کاشفی
  • رحيم کاکايی
  • رحيم کا‌کايی
  • جاسم کرباسی
  • لیلا کردبچه
  • کاظم کردوانی
  • بهزاد كریمی
  • سیاوش کسرایی
  • شقایق کمالی
  • حسین کمال‌زاده
  • شامل کناری
  • عبداله كوثری
  • منصور کوشان
  • مجتبا کولیوند
  • مهدی کوهستانی
  • ه. لیله کوهی
  • محمود کویر
  • محمود کیانوش
  • تهمورث کیانی
  • یاسمن گرامی فرد
  • عاطفه گرگین
  • عباس گلستانی
  • حسن گل محمدی
  • کوروش گلنام
  • علی گوشه
  • کامبیز گیلانی
  • بهروز گیلک
  • مسعود لقمان
  • احمد لنگرودی (فردایی)
  • م. لنگرودی
  • ه . لیله کوهی
  • سحر مازیار
  • عفت ماهباز
  • ابوالفضل محققی
  • محمد امین محمدپور
  • محمد محمدعلی
  • عارف محمدی
  • میترا محمودی
  • سهراب مختاری
  • حسین مدنی
  • نسرین مدنی
  • دکتر گلمراد مرادی
  • رضا مرزبان
  • ژیلا مساعد
  • نصرت‌اله مسعودی
  • شاهرخ مسکوب
  • بهروز مطلب زاده
  • عزیز معتضدی
  • محمود معتقد ی
  • اسماعیل معزّی
  • هوشنگ معین زاده
  • بابک مغازه ای
  • رویا مقدس
  • رضا مقصدی
  • دكتر محمد ملکی
  • عمار ملکی
  • امیر مُمبینی
  • پری منصوری
  • نجمه موسوی - پیمبری
  • جواد موسوی خوزستانی
  • پژمان موسوی
  • فرشته مولوی
  • امیر مومبینی
  • باقر مومنی
  • پرویز مویدی
  • امیر مهاجر سلطانی
  • نیلوفر مهدیان
  • بهرامِ مهران
  • اردشیر مهرداد
  • امیر مهیم
  • میرزاتقی خان
  • میرزا تقی خان
  • مهین میلانی
  • پریسا میم
  • برزو نابت
  • نادر نادر پور
  • صفیه ناظر زاده
  • خسرو ناقد
  • کمال الدین نبوی
  • اسحاق نجم الدین
  • جمیله ندائی
  • امرالله نصراللهی
  • مجید نفیسی
  • مسعود نقره کار
  • فرح نوتاش
  • پرتو نوری علا
  • لیلا نوری نایینی
  • نوشین
  • احد واحدی
  • دکتر ایرج والا
  • نورالله وثوق
  • شاداب وجدی
  • شميم ورزنه
  • اسماعیل وفا یغمائی
  • عباس هاشمی
  • الف. هامون
  • مهناز هدایتی
  • ابراهیم هرندی
  • امید همائی
  • داریوش همایون
  • همنشین بهار
  • رضا هیوا
  • دکتر محمد حسین یحیایی
  • بابک یحیوی
  • علی یحیی پور سل تی تی
  • پيرايه يغمايی
  • محسن یلفانی
  • شهره یوسفی
  • سعید یوسف
  • Aliasghar-Rashedan05.jpg
    علی اصغر راشدان

    درزو اوزالا

    « تاجائی که حافظه م قد میده، تو فیلمه درزواوزالا راه بلد جنگلای یخزده تایگا بود. زبون جنگل، شیر و پلنگ، گوزن و آهو، برگ و گل و گیاه طبیعت رو می فهمید و باهاشون رابطه داشت. کمک حال هر جانور و حیون وآدم راه گم کرده و گیر یخ بندون افتاده بود، هر درد بیدرمونشونو درمون می کرد. از دور ترین فاصله شاخ گوزن و با تیر میزد. تیرش خطا نداشت. یه گروهان سرباز راه گم کرده رو بارهااز مهلکه و باتلاقای یخزده جنگلا نجات می ده »




    رضا اغنمی

    دوران ناصری
    دربازخوانی خاطرات اعتماد السلطنه

    نقد و بررسی کتاب

    پیشگفتار از اعتماد السلطنه می گوید: «هفده کتاب ازیادداشت های روزانه ی او را دربرمی گیرد که شانزده جلد از آن به خاطرات او ازشانزدهم ربیع الثانی ۱۲۹۸ تا ماه شوال ۱۳۱۳ قمری باز می گردد. اما جلد قدیمی تراین خاطرات، مستقل از جلدها های دیگر، یادداشت قسمت هایی ازسال ۱۲۹۲و۱۲۹۳ قمری را دربردارد. به عبارت دیگر اعتماد السلطنه ازسال ۱۲۹۳ تاسال ۱۲۹۸ قمری به مدت پنج سال ازنوشته روزنامه ی خاطرات دست می کشد».



    abolfazl_mohagheghi_0.jpg
    ابوالفضل محققی

    چمدانی در یک کمد قدیمی (قسمت چهارم)

    به خانه آمده‌ام. می‌دانم دوست نداری که به خاطر تو خانه رنگ ماتم بگیرد. همیشه می‌خندیدی. هنوز صدای خنده تو و دوستانت را از اتاقت می‌شنوم. صدای صحبت‌های بی‌پایانتان. نمی‌دانم بعدازاین همه خواهم توانست استانبولی‌پلو که تو دوست داشتی درست کنم ؟ آیا از گلویمان پائین خواهد رفت ؟ داخل اتاقت نشسته‌ام. از پنجره آفتاب کم‌رمقی به داخل اتاق می‌تابد. به ‌ردیف کتاب‌های چیده شده داخل کتابخانه‌ات نگاه می‌کنم. به‌عکس‌ها؛ به عکس دسته‌جمعی که نمی‌دانم در کدام کوه ‌گرفته‌ای؟ چند نفر از این دوستانت باقی‌مانده‌اند؟



    س. سیفی

    از بوسه‌های حافظ تا بوسه‌پرانی‌های ایرج

    حافظ در دیوان‌اش ۱۶ بار واژه‌ی بوسه را به کار می‌برد. جدای از این ترکیب "بوس و کنار" نیز سه نوبت در دیوان او انعکاس یافته است. اما او در تمامی این نمونه‌ها به معنای متفاوتی از بوسه و بوسیدن دست می‌یابد. همچنان که ضمن شعرهایی که در دیوان حافظ ارایه می‌گردد، بوسه‌‌ها به دو گروه حلال و حرام تقسیم می‌شوند. انگار بوسه جنس و متاعی به حساب می‌آید که هرگز نباید به این جنس و متاع در معامله‌ای حرام دست یافت. اما شاعر گاهی حاضر می‌شود که در این معامله‌ی نه چندان کاسب‌کارانه، برای یک نوبت بوسه، جان خود را هم به عنوان بها به معشوق بپردازد. به واقع اقتصادِ بوسه در نگاه حافظ تا به آنجا اهمیت می‌یابد که او می‌پذیرد که در این مزایده‌ی احساسی و نابرابر از جان خود هم صرف‌نظر نماید.



    GilAvaei.jpg
    گیل آوایی

    چهار پاره شعر

    از کدام فاجعه می آیی!؟
    که بازخنده هایت هم می گریند!
    پنهان چه می کنی!؟
    هنگام چشمهای تو به هزار فریاد می گویند!
    سوگهایت را می گریم هنوز!



    abolfazl_mohagheghi_0.jpg
    ابوالفضل محققی

    چمدانی در یک کمد قدیمی (قسمت سوم)

    پسر جوانی چمدان طوسی‌رنگت را برداشته است و در کنار من حرکت می‌کند. نمی‌دانم شاید دیوانه شده‌ام! احساس می‌کنم در کنارم حرکت می‌کنی. حتی گرمی نفست را حس می‌کنم. می‌گویم: "لطفاً چمدان را به من بدهید!" جوان سخنی نمی‌گوید. چمدان را می‌گیرم، روی سینه‌ام فشار می‌دهم، گوئی قلبی درون آن می‌زند. ماشینی جلوی پایمان می‌ایستد. " بفرمائید من شما را به خانه خانم شریفی می‌رسانم. " سوار می‌شوم ویکی از مادران مادر حمید نیز کنارم می‌نشیند بی‌اختیار سرم را بر شانه مادر حمید می‌گذارم و گریه امانم نمی‌دهد.



    may-skaf1.jpg
    ناصر رحمانی نژاد

    می اسکاف، بازیگر سوری در برابر سیاستمداران

    ما به لحاظ اضطراری ترین نیاز، نگاهمان به اروپا برگشت. ما فکر کردیم: اروپا به ما کمک خواهد کرد. اروپا ما را نجات خواهد داد. اروپا به این جنگی که علیه مردم سوریه آغاز شده پایان خواهد داد. اروپا به سرکوب شدگان و پناهندگان امنیت خواهد داد. اما هنگامی که روشن شد اروپا نمی تواند یا نمی خواهد به این جنگ پایان دهد، فرار آخرین امید ما شد. ما مطمئن بودیم که آنها ما را خواهند پذیرفت، و قوانین ابتدایی آنها و معاهدات بین المللی اجازه نخواهد داد که دست رد به سینه مردم سوریه بزنند. اما ناگهان فرودگاهها هدف هایی دست نایافتنی شدند، دفاتر فروش بلیت آستانه های عبور ناپذیر شدند. هزاران نفر تنها در برابر یک انتخاب، یعنی راه اقیانوس، رها شدند. مرا باور کنید. سوری ها دریای مدیترانه را هزار سال است که می شناسند.



    abolfazl_mohagheghi_0.jpg
    ابوالفضل محققی

    چمدانی کوچک در یک کمد قدیمی (قسمت دوم)

    دیروز هم نامت خوانده نشد .هم خوشحالم هم مضطرب و بلاتکلیف . این بی‌خبری دارد از پایم می‌اندازد .هیچ‌چیز به‌اندازه بلاتکلیفی دردناک و کشنده نیست .مرتب به خود دلداری می‌دهم .اما ته قلبم لبریز از وحشت است . توان دلداری مادران دیگر را ندارم !با آن‌ها می‌گریم اما تمامی حواسم متوجه توست.



    Vida-Farhoudi05-s.jpg
    ویدا فرهودی

    زندان اگر چه سنگی...

    *(پیشکش مبارزان زندانی میهن)

    آید خبر از ایران، این باده نوش بادت
    هر ماتمی که داری در دل، خموش بادت

    بر بال بیقرارت رو تا خزرشتابان
    خیزاب استوارش در گوشِ هوش بادت



    جهان آزاد

    شهریورانه ی ۹۶

    اي بادِ نرمِ بامدادِ كوهساران
    ابرِسپیدی را بباغ ما بباران

    ابری که موجی سبز و شور انگیزو دانا
    از بارشش گردد روان در جویباران



    Mohammad
    محمد احمدیان(امان)

    انگار که

    از منافع تو تبعیت نمی کنم. تویی که بیشتر از چشمانم دوستت می دارم. نه از منافع دوستانم. نه از منافع این شهر. نه از منافع این کشور. نه از منافع این قاره. نه از منافع همه ساکنان این سیاره.
    از منافع آن هایی نیز که پس از ما بر این سیاره خواهند زیست.




    ا. رحمان

    ...گلوی سحر را می شکافند

    ماه می تابد که شبِ کوه
    ظلمت دیر پا یش را
    دوام آورد
    صخره گنگ،
    در این شب دلواپسی
    سخت آرمیده تنها_



    Aliasghar-Rashedan05.jpg
    علی اصغر راشدان

    اولین شعرم

    تو فروشگاه چند طبقه ایران سه راه شاه قدم می زدم. اولین فروشگاه به آن سبک بود. هنوزاز کوروش و شهروند و دیگرانی از این سری فروشگاه ها خبری نبود. فروشگاه ایران محل خرید، تفریح، قدم زدن توچند طبقه ش و پاتوق چشم چرانی و دوست دختر پیداکردن جوان هابود. پشت لبم تازه به کلک نشسته بود، بیست ساله بودم. گوشه دنچی می ایستادم، صورتم را رو به دیوار می گرفتم، مشتم را باز می کردم، تکه کاغذمچاله را کمی صاف و صوف می کردم، طوری که کسی نبیند، مصرع شعری راکه تو ذهنم ردیف کرده بودم، روش می نوشتم. مصرع شعرم اول خیلی هشلهف بود. نمیخ واستم کسی ببیند.



    marzie-shahbazaz.jpg
    مرضیه شاه بزاز

    رقصِ باد

    دشت و سوار و مادیان، در زنجیر
    دخترک ایلاتی!
    از ملال زندان این شهر
    در طرحِ پیکاری، کدام راه گریز را می جویی
    هنگامیکه رامشگران در بندند
    و جیرجیرکها بزرگترین سمفونی فلات را می نوازند



    abolfazl_mohagheghi_0.jpg
    ابوالفضل محققی

    چمدانی کوچک در یک کمد قدیمی

    آخ چه سال‌های زیادی پشت در این زندان‌ها گذراندم. چه سال‌های سختی. بیشتر این مادران و پدران را می‌شناسم؛ ما سال‌های زیادی باهم پشت این درها ایستاده‌ایم. من نام تعدادی را که می‌خوانند می‌شناسم. با هر نامی، قلبم از جا کنده می‌شود. هنوز نام پسرم را نخوانده‌اند. آیا ممکن است که با او کاری نداشته باشند؟ شاید زخم‌های پایش را دیده و خجالت کشیده‌اند؟ شاید یکی از زندانبان‌ها او را شناخته و حمایتش کرده است؟ شاید اصلاً او را نشناخته‌اند؟ شاید آنجا هم یاد گرفته است که خود را جایی مخفی کند. همان‌طور که وقتی بچه بود و خود را مخفی می‌کرد و هیچ‌کس نمی‌توانست پیدایش کند. روز دارد به پایان می‌رسد هنوز اسم پسرم را نخوانده‌اند. او زنده است. من چمدانی نخواهم گرفت. اما نمی‌دانم چرا قلبم این‌طور می‌لرزد؟ قادر به ایستادن نیستم. ببخش پسرم که از من خواسته بودی هرگز زاری نکنم و خم نشوم. می‌خواهم، اما نمی‌توانم. تمام بدنم درد می‌کند. هر بار به تو فکر کردم یاد شکنجه‌ها و دردهای تو افتادم، همراه تو شکنجه شدم، درد کشیدم. شلاق اگر به پای تو خورد به قلب من اصابت کرد. قلب مادران چنین است.



    mohammad-farsi03.jpg
    محمد فارسی

    مزد جان!

    باد می پیچد در ستیغ کوه
    می پیچاند زوزه گرگان را
    در گوش کولبران
    در بوران بی امان.
    شب ِقیرگون می مکد به درون
    اشباح سنگینشان .



    رضا اغنمی

    دل سگ

    نقد وبررسی اثر میخائیل بولگاکف

    داستان با عوعوی سگ شروع می شود. اما تنها عوعو و سر وصدای سگانه اش نیست که خواننده را پای داستان نشانده، آنچه بیشتر خواننده را جذب و جلب می کند حرف زدن سگ با کلمات ترحم انگیز اما گزنده وهوشمندانه است؛ که مخاطب را درمقابل رفتارهای این حیوان با وفا شگفت زده می کند. سخنانش شنیدن دارد:
    «آن بی پدری که کلاه سفید چرکی به سرداشت، اب جوش ریخته وپهلوی چپم را سوزانده. آشپز ناهارخوری ادارۀ شورای اقتصاد ملی را می گویم. خوک کثیف! مثلا بهش می گویند پرولتر! خدایا، چقدر درد می کند! آب جوش تنم را تا مغز استخوان سوزانده. می شود تا ابد زوزه کشید، اما چه فایده؟».



    شهاب طاهرزاده

    اشک / جاودانه نیست !

    دستم به دست یار نمی رسد
    ایسو که منم پندار نمی رسد

    زشوقی که من دارم ای همدرد
    در دهان نشسته نگار نمی رسد



    farrokh-Azbari.jpg
    فرخ ازبرى

    جهانِ درد


    بر كناره ى ساحل
    آيلان سه ساله
    با عروسك هايش
    از تكان هاى امواج
    به خواب رفته است



    Hasan-Hesam02.jpg
    حسن حسام

    شکار گاه

    پیش از آنکه
    سرش
    تهی شوداز رو یا ،
    با دو تا چشمِ ِخسته ی رعنا
    از ردیفِ درختانِ خیس
    می گذرد



    ا. رحمان

    سمفونی پرواز

    من هزاران هزار بار
    مرده ‏ام،
    در پای چوبه ‏های دار
    در میدان ‏های تیر-
    در سلول‏ های تنگ و تاریک
    در خیابان‏های خسته از فریاد
    و شهرهای التهاب و



    Aliasghar-Rashedan05.jpg
    علی اصغر راشدان

    استانبول

    از کنترل پاسپورت می گذرم، از در بزرگ تمام شیشه ی پشتش بیرون می زنم. سالن چند برابر شده فرودگاه آتاتورک را می پایم. بازار شامی شده، لبریز از انواع فروشگاه ها. سمت راست صندلی های نیمکت مانند زیادی گذاشته اند. کنارش کافه استارباکس جاخوش کرده.



    kambiz-gilani.jpg
    کامبیز گیلانی

    پرده ی نقاشی تکامل

    با روزهای درگیر
    به پای فلسفه
    بوسه می زنم.
    در تلاطم موج های سنگین هنر
    تاریخ گمشده ی انسان را
    جست و جو می کنم.



    bijan-baran.jpg
    بیژن باران

    زمان گمشده

    وقتی از خواب بلند شدم،
    هوا روشن بود.
    فکر کردم؛ چرتی در بعد از ظهر جمعه داشتم.
    ساعت 7 را نشان می داد.



    بهروز داودی

    ترانه ى خدا حافظى


    ترك كردن
    كمى مردن است
    اندكى مردن
    در آنچه
    دوستش ميدارى



    »  خُنیاگر ِخجسته ی خونم !
    »  چنان چه روی مدوس عشق باشم
    »  سال های مهاجرت حزب توده ایران درآلمان شرقی
    »  مریض
    »  یاد من تو را فراموش!
    »  در جستجوی یک کلمه
    »  رقص سماع در دریای نور
    »  فیلم
    »  عبید و طنزِ موقعیت
    »  تو از خود، گذر کن، بهانهْ سْت راه!
    »  لاله های اوین
    »  دیدار معنوی مثنوی پیشینۀ "نظربازی" و "جمال پرستی"در تصوف و عرفان (۱)
    »  کودک بوده است خانم
    »  كودكانِ كار
    »  در جستجوی یک کلمه
    »  کاراکتر هاج واج طعم گیلاس
    »  طاووس
    »  با من بگو
    »  حلقه های درهم
    »  گمشدگانی غریب...
    »  دو چریک در کارخانه (قسمت پایانی)
    »  دو چریک در کارخانه! (۳)
    »  جاودان بادا، غرورتان!
    »  "مریم"ِ اعداد
    »  تُندر درد